حقوق بگیر اما نباید کار کنی/ کار خیری که از گوشی تلفن همراه جرقه خورد

حقوق بگیر اما نباید کار کنی/ کار خیری که از گوشی تلفن همراه جرقه خورد

موسسه خیریه «موعود» برای حمایت از کودکان کار قانون جالبی داردحقوق بگیر اما نباید کار کنی/ کار خیری که از گوشی تلفن همراه جرقه خورد

قانون این موسس خیریه جالب است. آنان هزینه های زندگی کودکان کار را می پردازند و به آنان ماهانه چیزی شبیه حقوق می دهند. اما به یک شرط. این که این کودکان دیگر کار نکنند.


گزارش خبرگذاری فارس ار موعودی ها:

روه فارس پلاس-امین رحیمی: موسسان این خیریه می گویند کار کودکان درس خواندن است نه کسب درآمد و به همین دلیل به ازای تحصیل، به کودکان خانواده های نیازمند دستمزد می پردازند.حمایت خیریه موعود از کودکان در واقع حمایت از خانواده این کودکان است و به این ترتیب والدین نیز برای برخورداری از حمایت های خیریه، مشوق تحصیل فرزندشان می شوند. با اجرای همین ایده، حالا کودکانی هستند که سرنوشتشان تغییر کرده و به جای کار در خیابان ها با آینده ای نامعلوم، در دانشگاه ها تحصیل می کنند یا مدارک کارشناسی یا دکترا گرفته اند. موسسه خیریه موعود دفتری در شهرک اکباتان دارد و «خانه» ای در سه راه تیردوقلو حوالی میدان خراسان؛ خانه پدری حاجی یوسفی ها که حالا محلی برای ارائه سبد کالا به خانوارهای تحت پوشش و پیگیری مشکلات آنان شده است. درباره شکل گیری خیریه موعود و فعالیت هایش پای صحبت «اعظم حاجی یوسفی» موسس این خیریه نشستیم و حکایت های شیرین از گذشته ها شنیدیم و روایت های دلنشین از موفقیت های کودکانی که به جای کار به تحصیل پرداختند. صحبت های وی را از زبان خوش می خوانید:

وقتی تلفن همراه جرقه کار خیر را می زند

«از سال 1383 نخستین جرقه های کار خیر در زندگی ام درخشید. هنگامی که مادرم فوت شد برادرانم گوشی تلفن همراه او را نزد من گذاشتند تا روشن بماند. گوشی مادرم مرحومم گاهی زنگ می خورد و از همین تماس ها فهمیدم که به تعدادی از افراد بی بضاعت کمک مالی می رسانده است.» این را خانم حاجی یوسفی می گوید و ادامه می دهد: «من هم در مقابل درخواست های کمک نه نگفتم و کار خیر مادرم را ادامه دادم. یک زندگی معمولی داشتم و فقط هر وقت درخواست کمکی می رسید اقدام می کردم. تا اینکه یکی از دوستانم خبر داد که پدر یک خانواده بی بضاعت در میدان خراسان قصد دارد دختر نوجوانش را به همسری پیرمردی 60 ساله درآورد. رفتیم و دختر را از نزدیک دیدیم و با همان اولین آشنایی فهمیدیم چقدر دختر محجوب و با استعدادی است. بعد مشخص شد که خواستگار او مردی دستفروش است که زن قبلی و بچه هایش را هم برای کار روانه خیابان کرده بود. با پدر دختر صحبت کردم و گفتم اگر دخترش را شوهر ندهد به او و خانواده اش مستمری ماهانه می پردازم و او هم قبول کرد. دخترش به دلیل سوء تغذیه رنگی پریده و اندامی نحیف داشت. آن دختر با حمایت خیریه درسش را ادامه داد و سال 1389 دانشگاه قبول شد. از دیدن این موفقیت پشتگرم شدیم و کار جدی تر شد. قبولی او در دانشگاه برایمان نقطه عطف شد چون به خودمان ثابت شد با کمک خدا می توانیم سرنوشت این کودکان را تغییر دهیم. آن دختر به تازگی مدرک پزشکی اش را گرفته است.»

کمک های افراد داوطلب

او می گوید: «بعد از ماجرای آن دختر به یکی از دوستانم که مدیر مدرسه ای در حوالی میدان خراسان بود، سپردم که اگر دانش آموزی داشت که به دلیل فقر مالی خانواده قصد ترک تحصیل دارد به من معرفی کند. طی یک سال 10 محصل معرفی شدند. به خانواده این کودکان مستمری یا سبد ارزاق می دادیم به شرط آنکه فرزندشان ترک تحصیل نکند. بعدها خانه پدری را تبدیل کردیم به محلی برای مراجعه خانواده ها و دریافت سبد کالا و پیگیری مشکلاتشان. برادرانم نیز در این کار همراهی و خودشان هم کمک کردند. حالا روز بیستم هر ماه موعد دیدار با خانواده هاست و یک پزشک هم در خانه مستقر می شود تا اعضای خانواده کودکان را معاینه کند. افراد داوطلب نیز در این خانه به ما پیوسته اند. از جمله یکی از همسایه ها که هر روز در خانه را باز می کند و آنجا حاضر و میزبان مددجویان است. آن سال ها به مرور تعداد محصلان زیاد شد و رسید به 55 نفر. حمایت از خانواده ها نیز هزینه زیادی داشت و این جا بود که تصمیم گرفتم یک خیریه تاسیس و از کمک خیران استفاده کنم. سال 1392 خیریه موعود تاسیس شد.»

از کار در خیابان تا مدال المپیاد

راه اندازی خیریه موعود دو هدف داشت؛ یکی حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست و رفع موانع تحصیل آنان و دیگری ترویج نیکوکاری در جامعه به ویژه میان کودکان. الان 130 خانوار توسط خیریه حمایت می شوند و طی این سال ها حدود 80 خانوار نیز به خودکفایی رسیده اند و از چتر حمایتی خارج شده اند. حالا برخی از همان مددجویان حامی مالی و معنوی خیریه هستند. از میان کودکان تحت پوشش خیلی ها در راه دانشگاه هستند، بعضی مدارج علمی را طی کرده اند، برخی مدرسه تیزهوشان می روند، چند نفر پزشک شده اند و یکی از بچه ها نیز مدال المپیاد ریاضی کسب کرده است. ما در خیریه کار شاقی نمی کنیم؛ فقط بچه ها را تشویق می کنیم که درس بخوانند. هر چه بهتر درس بخوانند حمایت ها بیشتر می شود.

بازی نیکوکاری و جشن قلک شکان

خیریه موعود حامیان معنوی زیادی از میان هنرمندان و چهره ها دارد. خیران و حامیان مالی خیریه را نیز تشویق کرده ایم تا کمک ها را از طریق فرزندانشان به خیریه برسانند. الان بیش از 500 کودک نیکوکار داریم که در برنامه ها شرکت می کنند و برای کمک به کودکان بی بضاعت ایده می دهند. در واقع با آنان بازی نیکوکاری انجام می دهیم. این کودکان نیکوکار با همراهی هنرمندان و چهره های ورزشی سالی یک یا دو بار جشن قلک شکان برپا می کنند.

تکلیف نیکوکاری

سال 1390 طرحی با نام «آموزش و ترویج فرهنگ نیکوکاری میان کودکان ایران زمین» نوشتم. به نظرم فرهنگ نیکوکاری در جامعه کمرنگ شده که خیریه ها زیادتر شده اند. اگر کمک به دیگران فرهنگ رایج میان مردم باشد دیگر مشکلی پیش نمی آید که بخواهیم برایش خیریه راه بیندازیم. به همین دلیل در خیریه موعود، نیکوکاری کودکان را ترویج می کنیم. اینطوری کودکان از نظر معنوی رشد می یابند و عزت نفسشان زیاد می شود. درباره خودم این را بگویم که در دوران کودکی مادرم به من تکلیف نیکوکاری می داد. برای مثال یک پیرزنی در همسایگی ما بود که تنها زندگی می کرد. زمینگیر هم شده بود. مادرم به همراه تعدادی از خانم های همسایه هر روز می رفتند و به او رسیدگی می کردند. کلاس اول دبستان بودم و هر روز صبح یا یک روز در میان مادرم به من تکلیف می کرد که موقع بازگشت از مدرسه یک نان بخرم و برای آن پیرزن ببرم. تکلیف داشتم برای کمک به دیگران. الان هم به نظرم نیکوکاری تکلیف است نه یک انتخاب؛ وظیفه اخلاقی و شرعی و اجتماعی ماست.

منبع:

https://www.farsnews.com/news/...

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه

بالا