نامه های کودکان به خدا

نامه های کودکان به خدا

کمپین نه به کودکان کار

کمپین نه به کودکان کار

?????

خدای عزیز

به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و افراد جدیدی خلق کنی، چرا فقط همین هایی که زنده هستند رو حفظ نمی کنی؟

خدای عزیز

من به اون عروسی رفتم و اون ها درست وسط کلیسا همدیگه رو بوسیدن! این کار از نظرت مشکلی نداره؟

خدای عزیز

من بهت فکر میکنم، حتی بعضی وقت ها که مشغول دعا هم نیستم

خدای عزیز

بابت برادر کوچولویی که بهم دادی ازت ممنونم، ولی دعای من برای یه توله سگ بود.

خدای عزیز، شرط می بندم که کار خیلی سختیه که همه ی آدم های دنیا رو دوست داشته باشی

من که فقط ۴ نفر توی خانواده ام دارم هرگز نتونستم این کار رو بکنم تو چطوری بتونی؟

خدای عزیز

شاید هابیل و قابیل همدیگر را نمی کشتند اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند در مورد من و برادرم که مؤثر بوده

خدای عزیز

اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش های جدیدم رو بهت نشون میدم ببینی چقد خوشگلن

خدای عزیز

در مدرسه به ما گفته اند که تو چکار می کنی، می خواستم ببینم اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می دهد؟

خدای عزیز

آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟

خدای عزیز

آیا تو واقعاً می خواستی زرافه این طوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟

خدای عزیز

چه کسی دور کشورها خط می کشد؟

خدای عزیز

آیا تو واقعاً منظورت این بوده که "نسبت به دیگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می کنند ؟" اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.

خدای عزیز

وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره ات گفت که از آدمها انتظار نمی رود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمه ای نزنی

"دوست دار تو اما نمی خواهم اسمم رو بهت بگم"

خدای عزیز

لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من قبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم می توانی درباره اش پرس و جو کنی ببینی که اولین باره چیزی ازت میخوام.

خدای عزیز

از همه کسانی که برای تو کار می کنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم.

خدای عزیز

من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، ۹۰۰ سال زندگی کنم با عشق

خدای عزیز

ما خوانده ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما تو کلاس های دینی یکشنبه ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می بندم او فکر تو را دزدیده ازش شکایت کن.

خدای عزیز

لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می کنم.

خدای عزیز

فکر نمی کنم هیچ کس می توانست خدایی بهتر از تو باشد. می خوام اینو بدونی که این حرفو به خاطر اینکه الان تو خدایی نمی زنم من چاپلوس نیستم.

خدای عزیز

هیچ فکر نمی کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی دیدم؛ معرکه بود.

خدای عزیز

برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم میدادیها!

خدای عزیز

من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش.

خدای عزیز

برادرم یه چیزایی دربارۀ به دنیا آمدن بچه ها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟

چند سال پیش در مدارس ابتدایی آمریکا کارشناسان از کودکان خواستند که نامه ای به خدا بنویسند، این نامه ها هیچ موضوع مشخصی نداشت و هر کس هر چه در دل داشت می نوشت، مدتی بعد تمامی این نامه ها گردآوری شد و تحت همین عنوان به کتاب تبدیل شد و با توجه به زیبایی و تاثیر گذاری بی نظیر نامه های این کودکان، در مدت کوتاهی به ده ها زبان مختلف از جمله فارسی ترجمه شد

?????

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه

بالا